تبليغاتX
روباه کوچولو


منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده و بگه كه اين دنياي منه

LINK OUR BLOG سه شنبه بیستم بهمن 1388 12:51
با سلام

اگر میخواهید با ما تبادل لینک داشته باشید ما را با نام روباه کوچولو لینک کنید.

بعد تو نظرات همین پست خبر بدین.

با تشکر

روباه کوچولو

روباه کوچولو  |

عشق و ازدواج شنبه پانزدهم بهمن 1390 14:33
عشق چیست؟

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین!!

 


شاگرد پرسید؟پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟

شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.

استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین!!

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

سلام دوشنبه سیزدهم تیر 1390 1:19
عاشق تر از همه ی ما موش کوریست که زیبایی جفتش را

                                                                   چشم بسته

                                                                                                     باور
 می کند

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

برای اونایی که شکست خوردن سه شنبه دهم اسفند 1389 12:46

يادمان باشد از امروز جفايي نکنيم----------گر که در خويش شکستيم صدايي نکنيم

خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد----------بهرِ بهبود ولي فکر دوايي نکنيم

جاي پرداخت به خود بر دگران انديشيم----------شِکوه از غير، خطا هست خطايي نکنيم

ياور خويش بدانيم خداياران را----------جز به ياران خدادوست وفايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند----------طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

گر که دلتنگ از اين فصل ِ غريبانه شديم----------تا بهاران نرسيده است هوايي نکنيم

گِله هرگز نبُود شيوه ي دلسوختگان----------با غم خويش بسازيم و شفايي نکنيم

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم----------وقت پرپر شدنش ساز و نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن هنر انسان نيست----------گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم

و به هنگام نيايش سرسجاده ي عشق----------جز براي دل محبوب دعايي نکنيم

مهرباني صفت بارز عشاق خداست----------يادمان باشد از اين کار اِبايي نکنيم ...


نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

وقتی اشکهای سورنا سرازیر می شود یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 1:6
می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران (( ارد اول )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .
پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .
پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید : آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !
سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .
پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .
اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .
بر اسب نشست .
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .
ارد اول ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .
به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .
یاد و نام همه آنان گرامی باد
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

نامه ای به خدا یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 1:3
  • یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد
  • متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای
  •  به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور
  • نوشته شده بود :
  • خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی
  • می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه
  • تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از
  • دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.
  •  هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من
  • هستی به من كمك كن ...
  • كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان
  • داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری
  • روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...
  • همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال
  • بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری
  • از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !
  • همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
  • خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف
  • تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.
  • من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...
  •  
  • البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را
  • برداشته اند ...!!!
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

فواید سیگار یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 1:0
۱. سیگار کشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید کسب کنید.  
۲. وقتی سیگار بکشین یه سرفه هایی می کنین به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد.  
3. اونایی که سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن که روابط عاطفی عمیقی با چای و نسکافه پیدا کردن.  
4. اگه سیگاری بشین برای مواقع بیکاری / بیعاری / بیخوابی / بیداری / بیزاری / بیذاتی / بیماری / سیرابی / لیوانی / خیشاحی (خوشحالی) / نیراحی (ناراحتی) و سایر مواقع بهترین امکان رو در اختیار دارین.  
5. اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستای جدید زیادی پیدا کنین:
الف) وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا می کنین که از بس دوستتون دارن شما رو به شکل شیرینی می بینن.  
ب) وقتی شما جزء مصرف کنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شکل مگس می بینن در نوع (ب) دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود.  
6. اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمی خورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین.  
7. وقتی سیگاری بشین میتونین توی مسابقه جهانی ترک سیگار شرکت کنین و کلی پول به جیب بزنین.  
8. اگه سیگاری بشین وقتی با اقوام و دوستان به پیک نیک میرین موقع روشن کردن آتیش میتونین روش روشن کردن کبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنین.  
9. اگه سیگاری بشین با سوپری سر کوچتون بیشتر رفیق میشین طوری که اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه.  
10. اگه مخفیانه سیگار بکشین می تونین با کوچه پس کوچه های اطراف خونه و پشت بام و زیرزمین و دیگر جاهایی که تا حالا بهشون زیاد توجه نکردین بیشتر آشنا بشین.  
11. وقتی مخفیانه سیگار میکشین با ادوکلن و عطرهای ارزون قیمت و همچنین انواع آدامس های P.K و خروس نشان و Orbit و Relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین.
12. هرچه بیشتر سیگار بکشین راحت تر میتونین از شر پولهایی که توی جیبتون سنگینی میکنه راحت بشین.  
13. اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ که هوای آلوده دارن راحت تر میتونین زندگی کنین.

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

سخنان آلبرت انیشتن یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 0:57
«اگر انسان‌ها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معده‌شان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»
* «اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.»
* «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»
* «تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.»
* «سعی نکن انسان موفقی باشی، بلکه سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»
* «سخت‌ترین کار در دنیا درک [فلسفهٔ] مالیات بر درآمد است.»
* «سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.»
* «علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.»
* «متوجه هستید که تلگراف سیمی به‌نوعی یک گربهٔ بسیار بسیار درازی است که وقتی دم‌اش را در نیویورک می‌کشید، سرش در لوس‌آنجلس میومیو می‌کند. این را می‌فهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شکل کار می‌کند؛ شما پیام‌هایی را از اینجا می‌فرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان می‌کنند. تنها تفاوت در این است که دیگر گربه‌ای وجود ندارد.»
* «مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.»
* «من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یک پدیدهٔ نسبی است.»
* «مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.»
* «هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکرکردن نیست.»
* «دین بدون علم کور است و علم بدون دین لنگ است.»
* «در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.»
* «به آینده نمی‌اندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.»
* «به‌سختی میتوان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد.»
* «خدا، شیر یا خط؟ نمی‌کند»
* «خداوند زیرک است اما بدخواه نیست.»
* «نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.»
* «همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.»
* «یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.»
* «اگه نمرهٔ تستت تک شد ناراحت نشو!»
* «در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟»
* «از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم.»
* «دوچیز بی‌پایان هستند: اول «منظومه شمسی»، دوم «نادانی بشر»، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.»
* «من نمیدانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یک‌دیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.»

آلبرت انیشتن و روباه کوچولو
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

"دوستت دارم" به ۱۰۰ زبان مختلف دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:56
جمله دوست دارم به صد زبان مختلف

ــــــــــــــــــــ


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

دو خط موازی دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:48

دو خط موازي زائيده شدند . پسرکي در کلاس درس آنها را روي کاغذ کشيد.

آن وقت دو خط موازي چشمشان به هم افتاد .
و در همان يک نگاه قلبشان تپيد .
و مهر يکديگر را در سينه جاي دادند .

خط اولي گفت :
ما ميتوانيم زندگي خوبي داشته باشيم .
و خط دومي از هيجان لرزيد .
خط اولي گفت و خانه اي داشته باشيم در يک صفحه دنج کاغذ .
من روزها کار ميکنم.ميتوانم بروم خط کنار يک جاده دور افتاده و متروک شوم ، يا خط کنار يک نردبام .

خط دومي گفت : من هم ميتوانم خط کنار يک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم ، يا خط کنار يک نيمکت خالي در يک پارک کوچک و خلوت .

خط اولي گفت : چه شغل شاعرانه اي و حتما زندگي خوشي خواهيم داشت .
در همين لحظه معلم فرياد زد : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
و بچه ها تکرار کردند : دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .

دو خط موازي لرزيدند . به هم ديگر نگاه کردند . و خط دومي پقي زد زير گريه . خط اولي گفت نه اين امکان ندارد حتما يک راهي پيدا ميشود . خط دومي گفت شنيدي که چه گفتند . هيچ راهي وجود ندارد ما هيچ وقت به هم نمي رسيم و دوباره زد زير گريه .
خط اولي گفت : نبايد نااميد شد . ما از صفحه خارج ميشويم و دنيا را زير پا ميگذاريم . بالاخره کسي پيدا ميشود که مشکل ما را حل کند .
خط دومي آرام گرفت و آن دو اندوهناک از صفحه کاغذ بيرون خزيدند از زير کلاس درس گذشتند و وارد حياط شدند و از آن لحظه به بعد سفرهاي دو خط موازي شروع شد .

آنها از دشتها گذشتند ...
از صحراهاي سوزان ...
از کوهاي بلند ...
از دره هاي عميق ...
از درياها ...
از شهرهاي شلوغ ...
سالها گذشت وآنها دانشمندان زيادي را ملاقات کردند .

رياضي دان به آنها گفت : اين محال است .هيچ فرمول رياضي شما را به هم نخواهد رساند . شما همه چيز را خراب ميکنيد .

فيزيکدان گفت : بگذاريد از همين الان نااميدتان کنم .اگر مي شد قوانين طبيعت را ناديده گرفت ، ديگر دانشي بنام فيزيک وجود نداشت .

پزشک گفت : از من کاري ساخته نيست ، دردتان بي درمان است .

شيمي دان گفت : شما دو عنصر غير قابل ترکيب هستيد . اگر قرار باشد با يکديگر ترکيب شويد ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد .

ستاره شناس گفت : شما خودخواه ترين موجودات روي زمين هستيد رسيدن شما به هم مساويست با نابودي جهان . دنيا کن فيکون مي شود سيارات از مدار خارج ميشوند کرات با هم تصادم مي کنند نظام دنيا از هم مي پاشد . چون شما يک قانون بزرگ را نقض کرده ايد .

فيلسوف گفت : متاسفم ... جمع نقيضين محال است .
و بالاخره به کودکي رسيدند کودک فقط سه جمله گفت :

شما به هم مي رسيد .
نه در دنياي واقعيات .
آن را در دنياي ديگري جستجو کنيد .

دو خط موازي او را هم ترک کردند و باز هم به سفرهايشان ادامه دادند .
اما حالا يک چيز داشت در وجودشان شکل مي گرفت .
« آنها کم کم ميل رسيدن به هم را از دست مي دادند »
خط اولي گفت : اين بي معنيست .
خط دومي گفت : چي بي معنيست ؟
خط اولي گفت : اين که به هم برسيم .
خط دومي گفت : من هم همينطور فکر ميکنم و آنها به راهشان ادامه دادند .

يک روز به يک دشت رسيدند . يک نقاش ميان سبزه ها ايستاده بود و بر بومش نقاشي ميکرد .
خط اولي گفت : بيا وارد آن بوم نقاشي شويم و از اين آوارگي نجات پيدا کنيم .
خط دومي گفت : شايد ما هيچوقت نبايد از آن صفحه کاغذ بيرون مي آمديم .
خط اولي گفت : در آن بوم نقاشي حتما آرامش خواهيم يافت .
و آن دو وارد دشت شدند و روي دست نقاش رفتند و بعد روي قلمش .

نقاش فکري کرد و قلمش را حرکت داد
و آنها دو ريل قطار شدند که از دشتي مي گذشت و آنجا که خورشيد سرخ آرام آرام پايين مي رفت سر دو خط موازي عاشقانه به هم رسيدند.

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

پیله ابریشم دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:41
روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد . شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي
بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله راتماشا کرد. ناگهان تقلاي پروانه متوقف شدو به نظر رسيد
که خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه
کمک کندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد کرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه
اش ضعيف و بالهايش چروکيده بودند. آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد . او انتظار داشت
پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنين نشد . در واقع پروانه
ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد . و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز کند . آن شخص
مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه
قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امکان
پرواز دهد.

"گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم. اگر خداوند مقرر ميکرد بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم - به اندازه کافي قوي نميشديم و هرگز نمي توانستيم پرواز کنيم"

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

طناب دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:38
داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس از سال ها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد.

ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود.شب ،بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود

همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد.در حالا که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل
چشمانش می دیدو احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد ، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش امد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.
ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شدودر میان اسمان و زمین معلق ماند.در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز انکه فریاد بزند

خدایا کمکم کن

ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد:
چه می خواهی.
-ای خدا نجاتم بده
واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم
-البته که باور دارم
اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن

یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.بدنش از طناب اویزان بود وبادستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

ديگر چاره ای نيست!! دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:33
چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند.
بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند :
ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد .
دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرٿتند و با
تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند.
اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد
به زودي خواهيد مرد . بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .
او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد .
بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار
اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟
معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند .
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

زيبايي رايگان است دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:28
مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند
زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگٿت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است
او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه وقت و زحمت بيشتري برده است ، همان پول گلدان ساده را مي گيري؟
فروشنده گفت:
 
"من هنرمندم"
"قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است"
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

داستان هاي كوتاه و پند اموز دوشنبه چهاردهم تیر 1389 16:23
در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل
مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از
كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد
. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر
نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.
بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار
داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن
سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود:
 
"هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

چیزی برای نگرانی وجود نداره شنبه بیست و نهم خرداد 1389 13:27
فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه سالمی یا مریضی.
اگر سالم هستی، دیگه چیزی نمونده كه نگرانش باشی؛
اما اگه مریضی، فقط دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه دست آخر خوب می شی یا می میری.
اگه خوب شدی كه دیگه چیزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛
اما اگه بمیری، دو چیز وجود داره كه نگرانش باشی: اینكه به بهشت بری یا به جهنم.
اگر به بهشت بری، چیزی برای نگرانی وجود نداره؛
ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسی با دوستان قدیمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری!
پس در واقع هیچ وقت هیچ چیز برای نگرانی وجود نداره!!


امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشی

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

چگونه home page را قفل کنیم شنبه بیست و نهم خرداد 1389 12:16
چگونه home page را قفل کنیم ؟

گاهی از اوقات نیاز میشه که صفحه ی خانگی IE را قفل کنید تا به راحتی قابل تغییر نباشه ...
برای قفل کردن Home Page ( صفحه ی خانگی ) ابتدا برنامه ی ویرایش رجیستری را اجرا کنید و سپس به مسیر زیر بروید :

HKEY_CURRENT_USER\Software\Policies\Microsoft


1 . کلیدی را با نام Internet Explorer بسازید .
2 . در زیر Internet Explorer کلید دیگری را با نام Control Panel بسازید .
3 . در سمت راست متغیر DWORD ی را با نام HomePage ساخته و آنگاه روی آن دابل کلیک نمایید .
4 . در قسمت Value data مقدار 1 را تایپ کنید .
گاهی از اوقات پیش میاد که صفحه ی خانگی IE توسط یک برنامه ی مخرب قفل میشه که شما می توانید پس از پاک کردن آن برنامه ی مخرب ، از مهندسی معکوس استفاده کنید و مقدار HomePage را به صفر تغییر دهید .

روشی دیگر :

در کادر محاوره ای Run عبارت gpedit.msc را تایپ کنید و از روی کیبرد کلید Enter را فشار دهید تا نرم افزار Group Policy اجرا شود .
اکنون مسیر زیر را دنبال کنید :

Local Computer Policy\User Configuration\\Internet Explorer
در سمت راست عبارت Disable changing hAdministrative Templates
\Windows Componentsome page settings را پیدا کنید و بر روی آن دابل کلیک نمایید .
از کادر ظاهر شده بر روی گزینه ی Enabled کلیک کنید و سپس شستی OK را فشار دهید و از نرم افزار Group Policy خارج شوید .
با این کار صفحه خانگی Internet Explorer قفل می شود .

نظر فراموش نشه (روباه کوچولو)

موفق باشید .

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

روزی مردی شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 17:12
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش آمد ...  

سلام دوستان

پیشنهاد میکنم این داستان کوتاه رو حتما بخونید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

کلیپ کشته شدن میگ میگ وخوردنش توسط آقا گرگه جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 13:22
بلاخره در این کلیپ شاهد کشته شدن میگ میگ و خوردنش توسط اون آقا گرگه که همیشه دنبالش بود و بهش نمیرسید هستیم.

این کلیپ به خاطر سوال پسر دیوید بکهام مبنی بر اینکه چرا این گرگه هیچ وقت به میگ میگ نمیرسه ونمیتونه بخورش ساخته شد.بکام به خاطر ساخت این کارتون برای پسرش مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ دلار به کمپانی سازنده این کارتون داده است تا در این کارتون میگ میگ کشته شود و خوراک آقا گرگه بشه.حالا ما این کلیپ رو برای شما گذاشتیم تا حالشو ببرید.

نظر فراموش نشه

دانلود میگ میگ با حجم ۲.۴۳ مگابایت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این کلیپو واسه یکی از دوستام فرستادم و براش قضیه رو تعریف کردم گفت:

حالا ما اگه به بابامون بگیم چرا این گرگه پرنده رو نمیگیره؟ میگه بچه به تو چه؟ برو گمشو درستو بخون!! 

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

معما پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 18:6
آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت، به گفته وی ۹۸% از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند. شماچطور؟ آیا شما در زمره دو درصد افرادباهوش در دنیا هستید؟ پس مساله زیر را حل کنید و دریابید در میان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر! هیچگونه کلک و حقه ای در این مساله وجود ندارد، و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند.

۱-در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
۲-در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
۳-این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت مینوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند. سئوال: کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟ جواب شما حتما بايد شامل: رنگ خانه ، مليت ، نوشيدني واسم سيگار فرد مورد نظر باشد.

راهنمایی:
۱- مرد انگليسي در خانه قرمز زندگی می کند.
۲-مرد سوئدی، یک سگ دارد.
۳-مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴-خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵-صاحبخانه خانه سبز، قهوه مینوشد.
۶-شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷-صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸-مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر مینوشد.
۹-مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰-مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱-مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲-مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.
۱۳-مرد آلمانی سیگار Prince میکشد.
۱۴-مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵-مردی که سیگار Blends میکشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

راستی من خودم حلش کردم.
اگه جوابشو خواستید از طریق یاهو پیام بدید تا براتون بفرستم.
نظر فراموش نشه.

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

دلیل حذف شدن گزینه pin to taskbar در windows 7 چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 14:55
این مطلب برای اولین بار توسط روباه کوچولو ترجمه شده است.

شاید خیلی ها این مشکلو داشته باشن و نتونن چیزی به تسکبار ویندوزشون اضافه کنند.
امروز روباه کوچولو خیلی ساده و مختصر به شما میگه واسه حل این مشکل چیکار کنید.
این مشکل به دلیل باگی است که در ویندوز 7 وجود دارد.
حتما یادتون میاد که یه بار از طریق رجیستری فلش های کنار شورتکات ها رو حذف کردید. نه؟
مشکل از همون جاست
حالا اگه یادتون نیست چیکار کردید من کمکتون میکنم.
regedit را از طریق منوی استارت جستجو کنید و برنامه registry editor را اجرا کنید.
حال در مسیر HKEY_CLASSES_ROOT\inkfile یک Binary Value بسازید و بعد نام اونو IsShortcut بذارید.

بعد مارو دعا کنید و تو وبلاگ روباه کوچولو نظر بدید و مهمتر از همه اینکه کامپیوتر رو یه بار ریستارت کنید.

منبع:

http://www.mydigitallife.info/2009/01/31/workaround-to-remove-shortcut-arrow-make-transparent-in-windows-7-yet-can-pin-to-taskbar-or-start-menu/

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

به بهانه "همت مضاعف؛ کار مضاعف" چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 14:34
تأملی بر نامگذاری سال های پس از امام

امسال نیز به رسم چند سال گذشته از طرف مقام رهبری،نامی بر سال پیش رو نهاده شد. "همت مضاعف؛ کار مضاعف"

پس از رحلت امام خمینی در سال 1368 و انتصاب سید علی خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران، هر ساله عنوانی برای سال جدید برگزیده شده که به گفته کارشناسان، این عنوان، برآمده از دغدغه و نیازمندی اصلی کشور بوده و بدین ترتیب برای رفع دغدغه و مشکل، هدف گذاری صورت گرفته و

جهت گیری کلی کشور به سمت و سوی نیل به هدف تعیین شده، تبیین می گردد.

نکته قابل ذکر این است که تحلیل گران رسانه جناحی نیز، طبق روال معمول، صرفاً به تمجید از این شعارها می پردازند و  هیچگونه خدشه و نقدی را به ساحت آنها وارد نمی دانند. چرا که بر این باور ند شعارها و عناوینی که بر این سال ها گذارده شده است بر اساس نیازسنجی و برآمده از کار کارشناسی

شده اتاق های فکر متشکل از صف طویل مشاوران مقام رهبری است.

در این میان بد نیست تأملی اجمالی بر نامگذاری های صورت گرفته در طول دوران پس از امام نموده و آن گاه نکاتی را با هم مرور نماییم. شاید دیگر نیازی به ارائه تحلیل پیرامون کارآمدی و یا ناکارآمدی این شعارها و هدف گذاری ها نباشد. (طی 20 سال گذشته سال های 69، 70 و 71 فاقد عنوان بوده و

موضوعاتی نظیر رحلت امام، زلزله ویرانگر رودبار و منجیل و فروپاشی شوروی سابق دست مایه ی پیام نوروزی رهبری بوده است.)

 
سال 72 عدالت اجتماعی
سال 73 وجدان کاری و انضباط اجتماعی
سال 74 انضباط اقتصادی و مالی
سال 75 مبارزه با اسراف و زیاده روی
سال 76 کنار گذاشتن اسراف
سال 77 صرفه جویی
سال 78 سال امام خمینی
سال 79 سال امیرالمومنین (ع)
سال 80 اقتدار ملی و اشتغال
سال 81 عزت و افتخار حسینی
سال 82 نهضت خدمت رسانی به مردم
سال 83 پاسخگویی سه قوه به ملت
سال 84 همبستگی ملی و مشارکت عمومی
سال 85  پیامبر اعظم (ص)
سال 86 اتحاد ملی و انسجام اسلامی
سال 87 نوآوری و شکوفایی
سال 88 اصلاح الگوی مصرف

درود بر کشور عزیزم ایران

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

خاموشي چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 1:15
اين يه داستان خيلي كوتاه از خودمه.اگه قابل ميدونيد بريد ادامه مطلب بخونيدش.اگه خوشتون اومد بگيد اگه هم نه فقط دشنام نديد لطفا.(شوخي بي مزه اي بود ببخشيد.)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

سخن حکیمانه دوشنبه نهم فروردین 1389 15:33
شیخ بهایی می فرماید: آدمی اگر پیامبر هم باشد، از زبان مردم آسوده نیست.


اگر بسیار کار کند می گویند: (احمق است)
اگر کم کار کند می گویند: (تنبل است)
اگر ببخشد می گویند: (افراط می کند)
اگر انفاق نکند می گویند: (بخیل است)
اگر خاموش بماند می گویند: (لال است)
اگر زبان آوری کند می گویند: (حرّاف است)
اگر بیشتر عبادت کند می گویند: (ریاکار است)
اگر عبادت نکند می گویند: (کافر و بی دین است)


پس باید همیشه رضایت خدا را در نظر داشت و به گفته مردم اعتنا نکرد

یا حق

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

چرت و پرت یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 1:3
سالهای سال گذشت و همچنان تولید کنندگان ساندیس نوشتند “از اینجا باز کنید” ولی‌ مردم هنوز از آنجا باز می کنند
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

120 سال سه شنبه یازدهم اسفند 1388 19:37
آيا مي دانيد چرا مي گويند انشا ا... 120 سال زنده باشي؟


همانطور كه مي دانيم در هر چهار سال يك سال كبيسه است و به جاي 365 روز 366 روز است كه اين خود به خاطر مقدار دقيق يك سال است كه 365 روز و 6 ساعت است.
در گذشته اوضاع به گونه ديگري بود و به جاي آنكه يك روز به سال چهارم اضافه كنند 1 ماه به سال صد و بيستم اضافه مي كردند.(حساب كنيد تا مطمئن شويد)
جالب است بدانيد اين يك ماه كلا جشن بود.
در اين ماه پادشاهان زندانيان و اسرا را عفو مي كردند به فقرا و نيازمندان از هر لحاظ كمك مي كردند و خلاصه يك ماه مردم همه چيز را كنار مي گذاشتند و خوش بودند.
حال بدانيد بدين دليل مي گفتند 120 سال زنده باشيد كه حداقل يكبار در اين جشن شركت كنيد.
امروزه چنين جشني در كار نيست ولي هنوز آن را ياد مي كنيم.
اميدوارم شما هم 120 سال زنده باشيد.

نظر فراموش نشه ممنون

 

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

نرم افزار Portable Code Visual To Flowchart v5.3.1030 چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 13:54

فلوچارت Flowchart از ابزارهای قدیمی نمایش الگوریتم در دنیای IT میباشد و تقریبا از دهه 60 میلادی توسط برنامه نویسان از آن استفاده میگردیده است . روش متداول استفاده از فلوچارت ، مبتنی بر نمایش گرافیکی بخشهای اصلی الگوریتم ، به منظور سهولت در تدوین کدهای مورد نظر در زبانهای سطح بالا میباشد و غالبا نیز جهت توضیح و تشریح روشها و ساده تر کردن فرآیند کد نویسی از آن استفاده میگردد . تقریبا در اکثریت قریب به اتفاق موارد استفاده از فلوچارت ، کلیه عملیات رسم و آماده سازی آن در زمان تشریح اولیه الگوریتم صورت میگیرد و کد نویسی مطابق روش مرسوم پس از تجزیه و تحلیل اولیه فلوچارتها آغاز میگردد ....

Code Visual To Flowchart یکی از ابزارهای ارزشمند جهت تبدیل کدهای نوشته شده در بسیاری از زبانهای رایج به فوچارت میباشد که در حقیقت عملکردی عکس روال متعارف ارائه میدهد . مزیت اصلی این روش در ساده تر شدن درک کدهای آماده یا ساخت نمودارهای آموزشی بر پایه هزاران Source Code موجود میباشد .
نرم افزار میتواند کدهای آماده از زبانهایی چون :

C, C++, VC++(Visual C++ .NET), VB(Visual Basic), VBA, Qbasic(quickbasic), GWBasic, VBScript(VBS), ASP, Visual C# (C sharp), Visual Basic .NET(VB.NET), Visual J# .NET, VC++.NET, ASP.NET, Java, JSP, JavaScript(JScript), Delphi(Object Pascal), PowerBuilder(PowerScript), PHP, Perl, Unix Bourne shell Script ( sh ), Bourne Again shell(Bash), Korn shell (K shell, ksh ), pdksh, POSIX shell, C shell ( csh ), tcsh, Fortran, Visual Foxpro, Peoplesoft SQR, PL/SQL, T-SQL

را به فلوچارت تبدیل نماید . همچنین میتوان در مسیر File -> Open -> Sample به نمونه هایی از مثالهای آماده در نرم افزار دست یافت . نرم افزار کاملا Portable میباشد و محدودیتهای تجاری آن قبلا بر طرف گردیده است . فایل نرم افزار از نظر امنیتی کنترل گردیده و صد در صد بدون مشکل میباشد .

دانلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

LINK OUR BLOG سه شنبه بیستم بهمن 1388 12:51
با سلام

اگر میخواهید با ما تبادل لینک داشته باشید ما را با نام روباه کوچولو لینک کنید.

بعد تو نظرات همین پست خبر بدین.

با تشکر

روباه کوچولو

برای نظر دادن برید ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

Sign S60V3 جمعه شانزدهم بهمن 1388 11:22
شايد اولين و بيشترين مشكلي كه در هنگام نصب برنامه ها با اون مواجه ميشيم و نمي تونيم برنامه رو نصب كنيم خطاي معروف هستش كه اين پيغام مي گه كه شما بايد برنامه مورد نظر رو ساين كنيد.

کاملترین مجموعه ساین رو میتوانید به همراه آموزش قدم به قدم از وبلاگ روباه کوچولو به رایگان دریافت کنید.

برای دانلود برین ادامه مطلب

نظر فراموش نشه

*****هرگونه کپی برداری از این مطلب با ذکر منبع بلا مانع است*****


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

عشق موتور سوار چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 22:39
این بار هم وبلاگ روباه کوچولو با یه داستان عاشقانه کوتاه سراغ شما اومده

لطفا برین ادامه مطلب

نظر فراموش نشه

نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

دو نیمه سیب شنبه دهم بهمن 1388 11:46
تا حالا شنیدین خواهر و برادری عاشق هم بشن؟ اگر نشنیدید هم اکنون می توانید آن را از روباه کوچولو دریافت کنید .

 

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیمان  | لینک ثابت |

 


امید است از مطالب این وبلاگ نهایت بهره را برده باشید



روباه کوچولو